معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران 200 صفحه

مطالب دیگر:
معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران 200 صفحه مقدمه : ملاحظات كلي معماري در ايران بيش از 6000 سال تاريخ پيوسته ، دست كم از 5000 ق.م تا به امروز، با نمونه هاي اختصاصي كه در ناحيه پهناوري از سوريه تا شمال هند و مرزهاي چين ، قفاز تا زنگبار پ|خرید آنلاین فایل|اِکس ام|2087077|xmr
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران 200 صفحه

معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران 200 صفحه

مقدمه : ملاحظات كلي

معماري در ايران بيش از 6000 سال تاريخ پيوسته ، دست كم از 5000 ق.م تا به امروز، با نمونه هاي اختصاصي كه در ناحيه پهناوري از سوريه تا شمال هند و مرزهاي چين ، قفاز تا زنگبار پراكنده است. بناهاي ايراني متنوع است، از كلبه‌هاي دهقاني ، قهوه خانه ها، كوشكها تا زيباترين و شاهانه ترين ساختمانهايي كه جهان به خود ديده ، بگذريم از برخي پلهاي عظيم و با شكوه مميزه معماري ايران در طول تاريخ شكلهاي ساده و موقري با آرايشهاي غني است.

معماري آثار تاريخي ايران در وهله اول داراي مفهوم و هدف ديني و خصلت جادويي و دعايي است. طرح راهنما و شكل دهنده نمادگرايي كيهاني بود كه انسان به وسيله آن با نيروهاي آسماني انبازي و پيوند مي يافت. اين مايه ، كه تمام آسيا در آن معناً شريك بود و حتي در عصر جديد هم دوام يافت، نه تنها به معماري ايران وحدت و استمرار بخشيد، بلكه سرچشمه ماهيت عاطفي آن هم بود.

مصالح ساختماني موجود شكلهاي بزرگي را القا مي كرد. خاك رس ، كه در نقاط مختلف در دسترس بود، رشد ابتدايي ترين فنون ساختماني را تشويق كرد- ساختن خشت خام ترا ، كه از گل قالبي تهيه و در آفتاب خشكانده مي‏شود.اين شيوه از قديم در ايران مرسوم بود و هرگز كاملاً متروك نشد. فراواني گل كاملاً خميري ، همراه با ملاط آهك هم به تكوين خشت كمك كرد. نخستين خشتها، با اينكه در آفتاب خشكانده مي شدند، وقتي اندود مي يافتند ، مصالح ساختماني بادوامي بودند و در شكلهاي ساختماني متعدد و مهمي مورد استفاده قرار مي گرفتند. بي شك ، سنگ و چوب هر دو گاهي به كار مي رفت- در بناهاي معروف هخامنشي و براي طبقات زير زمين و پلها- ولي حتي در دوره هاي پارتي و ساساني هم استفاده از لاشه سنگ رايجتر بود. چنين سنگي درست مانند آجر با سرعت و با ساني در ساختمان به كار مي رود. ساختمانهاي آجري فاقد نماهاي تيز و گوشه دار است، حال آنكه ساختمان سنگي معمولاً داراي اثري حاكي از سختي و سنگيني است، ولي در عوض به جرمهاي بزرگ و خوش طرح امكان مي‌دهد كه سطح صاف و وسيعشان آماده پذيرش آرايشهايي باشد كه با سنگ مناسب نيست يا حتي غير ممكن است. شيوه ها همانند مصالح متنوع است و از كلبه هاي كوچك و سست تا بناهاي عالي همچون مقبره الجايتو در سلطانيه، گنبد شمالي مسجد جامع اصفهان و برخي طاقهاي استادانه و بادوام را شامل مي‏شود.

برخي عناصر طراحي در معماري ايران بيش از 3000 سال دوام يافت. تكان دهنده ترين جنبه اين عناصر تمايل نماياني به عظمت مقياسها، بهره گيري هوشمندانه از شكلهاي ساده و حجيم، پايداري كاملاً خيره كننده سليقه هاي تزييني، يعني سردرهاي باطاق بلند در فرورفتگي ديوارها، ستونهايي با سرستونهاي مشتي و انواع تكراري نقشه و نما بود. در طي اعصار، اين عناصر در اقسام بناهايي تكرار شد كه براي منظورهاي متفاوت و تحت حمايت سلسله هاي متعددي از فرمانروايان تكوين يافت. بي شك برخي از قديميترين سبكها هنوز باقي است. تالار، كه كه در گورهاي صخره اي نزديك تخت جمشيد ديده مي‌شود، در پرستششگاههاي ساساني دوباره پديدار شد و در اعصار اسلامي اخير به عنوان ايوان كاخ يا مسجد به كارگرفته شد. و حتي و معماري قهوه خانه هاي كنار جاده هم مورد اقتباس قرار گرفت.به همين ترتيب، سقف چهار طاقي كه از ويژگيهاي عصر ساساني است، هنوز در بسياري از گورستانها و امامزاده هاي كوچكي به چشم مي خورد كه در سراسر ايران پراكنده اند. حتي طاق عظيم تخم‌مرغي تيسفون سرمشقي بود كه اينك در شده بيستم هم ممكن است در يك بناي روستايي تكرار شود. صحن چهار ايوان كه در عصر اشكاني پديد آمده بود، حتي پيش از سده دهم به صورت سبكي جا افتاده و مسلط در آمد. تصوير برجهاي خاكي كه سربه آسمان كشيده براي پيوستن با برجهاي فلكي تا سده نوزدهم دوام يافت. درحالي كه حياط اندرون و حوض و مدخل گوشه‌دار و آرايشهاي فراوان خصوصياتي كهن، ولي هنوز متداول است.

معماري ايران داراي استمراري بوده، كه هر چند بارها بر اثر كشمكشهاي داخلي يا هجوم خارجي دستخوش فترت يا انحراف موقتي شده ، با اين همه به سبكي دست يافته كه با هيچ سبك ديگري قابل اشتباه نيست. اين مطلب، حتي در مواردي هم كه جزئيات براثر ضرورت يا اوضاع و احوال تغيير كرده ، باز درست است. مقياس هميشه بخوبي درك شده و ماهرانه مورد بهره برداري قرار گرفته، ولو اينكه ايرانيان بر خلاف يونانيان ظاهراً هيچ تحقيق كاملي در مورد نسبتهاي تأليفي نداشتند. نتيجه اين كه در آنجا ساختمانهاي مبتذل وجود ندارد، حتي كلاه فرنگيهاي باغها از وقار و عظمتي برخوردار است، اغلب بناهاي ايراني روشن- و حتي گوياست. تركيب جديت و سادگي شكل موجب ايجاد انديشه اي آني مي‌شود، حال آنكه درك آرايش و اغلب نسبتهاي دقيق مستلزم ملاحظات بيشتري است.

حجم و نماي اغلب بناها ساده است و از دور روح آرامش و اطمينان را القا مي‌كند. اين شيوه سخت مورد تحسن ايرانيان قرار گرفته، بويژه وقتي با هيجاني مهار شده و ناشي از محوطه هاي وسيع داراي رنگهاي غني و آرايش تودرتو تركيب شده باشد كه بيننده را به سياحتي فارغ بال فرا مي خواند. اين تركيب هيجان و آرامش از ويژگيهاي تجارب زيبايي شناسي ايراني است. كتيبه كاري معروف تخت جمشيد و كاشيكاري عالي مشهد از لحاظ جزئيات بي نهايت دل انگيز و جذاب است. ولي وقتي در آنها به صورت يك كل بنگريم، جزئياتشان تحت الشعاع آهنگ فراگير عظيم خاموششان قرار مي گيرد.

يك آرايش ديواري مجلل و ماهرانه، خوشبختانه با ابداعات تازه‌اي در هر عصر تجديد شده است. آرايش معماري تقريباً يكسره تجريدي بود، مگر در مورد برخي تصاوير ديواري و كتيبه هاي خطاطي و حتي اين كتيبه ها هم به خاطر طراحي نابشان سخت چشمگيرند. ولي اين آرايش ، در حوزه سبكها، كاربرد مصالح، نوع طرحها، قدرت تبيين، برخورد و خلوص معنوي كاملاً خارق العاده است. البته، گاه خلاقيت دجار ركود شده؛ تكرار، ريزه كاري افراطي و جزئيات كسل كننده مبين چنين اعصار فقر موقتي است. ولي آجر چينيهاي- ساده يا لعابدار- تزييني دل انگيز و گچبريهاي رنگي به شكلهايي دايماً تازه، از زمان قديم ادامه يافت؛ آجرهاي لعابدار- ساده ، نقاشي شده يا كاشي- از سده دوازدهم مورد استفاده قرار گرفته است اين عناصر صرفاً تكرار نشده، چون تا سده هجدهم كه مواجه با يك ركود كلي فرهنگي است، شاهد رشد بر مايه همه آنها هستيم.

در بيشتر دوره ها، آرايشها از رنگهاي غني و متنوعي برخوردار است، كه در اعصار اسلامي به يك قوت و هماهنگي بي همتابي دست يافت. اين علاقه به رنگ را محيط تقويت مي كرد.بيشتر سرزمين ايران در بسياري از ماههاي سال خشك و برهوت است و تنها در بهار است كه ناگهان به گلها آراسته مي شود؛ كوهها به پرده هاي جانداري مي مانند، مرغزارها از شكوفه ها پوشيده مي‏شود و گلهاي مينايي درخشان ته دره ها را فرا مي گيرد. بيابان- خشك، نامهربان و هولناك- بر قدر و منزلت باغها مي افزايد، كه سرشار از دار و درخت، چشمه‌ها، امنيت و فراواني است. اين روياي بهشت بر همه افكار،همه هنرها و حتي گفتگوي روزمره مستولي است. فراواني گل و گياه، كه به صورت نشانه مقدس زندگي و شادماني در آمده، در هر فرصتي و به شيوه هاي مختلف مورد بهره برداري قرار گرفته است بنابراين، تلاش براي يافتن راه نگهداري زيبايي گذاري باغ به صورتي پايدار، امري بديهي بود.

مقدمه اي بر شيوه هاي و گرايش هاي معماري در تهران الف: دوره قاجار

ب: دوره پهلوي اولج: دوره پهلوي دومد: دوره بعد از انقلابمقدمه اي بر شيوه ها و گرايش هاي معماران در تهران

توسعه و تحول شهر تهران به اوايل پايتختي آن در دوره قاجار باز مي گردند. همچنين معماري بناهاي تهران نيز به موازات گسترش و توسعه اين شهر تحول يافته است. دسته بندي اين اشكال خاص و متفاوت تحت عنوان شيوه ها و گرايشات معماري و شناخت اجمالي ويژگي و خصوصيات هر كدام از آنها موضوع اين مقاله مي باشد.

حدوداً تا اواسط دوره قاجار، معماري شهر تهران عمدتاً معماري سنتي رايج اين مرز و بوم بود، كه هنوز نظاير آن در بسياري از شهرهاي حاشيه كوير خودمان وجود دارد، هنوز در ارتباط با معماري غرب قرار نگرفته، و ريشه هاي سنتي و بومي خود را داشت. اين معماري در ارتباط با اصول معماري سنتي، ويژگي هاي اقليمي، شرايط جغرافيايي و در قالب ساختارهاي يك شهر سنتي شكل گرفته بود.

عمده ترين ويژگي اين درون گرايي آن بود. تظاهر اصلي بناها به سمت درون بوده، داشتند. حتي نور مورد نياز از آنها نيز از طريق حياط هاي داخلي تأمين مي گرديد. اين م عماري كه در ارتباط با مجموعه شرايط يك شهر سنتي به مطلوب ترين و زيبا ترين اشكال دست يافته بود، با تغيير شكل اين ساختار سنتي دستخوش تحول بسيار مي گردد. تغيير شكل ساختار سنتي شهر نيز معمول تحولاتي است كه از دوران قاجار در جامعه ايران روي مي داد.

آغاز تحولات در جامعه ايران از اواسط دوران قاجار و هم زمان با ايجاد ارتباطات وسيع تر با جوامع اروپايي مي باشد، معماري تهران نيز از همان زمان تأثير از مسائل ناشي از تحولات، از سبك ها و شيوه هاي معماري و شهرسازي غربي تأثير فراوان مي يابد.

عوامل ذيل كه ارتباط بيشتري با بحث ما دارند، در شروع تحولات معماري آن زمان تهران تأثير بسزايي داشته اند:

معرفي اشكال جديدي از سازمان هاي اداري خدماتي طبق الگوهاي غربي.

معرفي انواع سبك هاي معماري متداول آن زمان اروپا از طريق معماران اروپايي به هنگام طراحي و ساخت بناهاي دولتي در تهران.

معرفي شيوه شهرسازي در توسعه اوليه تهران قديم.

انواع شيوه هاي معماري كه در آن زمان رايج شدند به شرح ذيل مي باشند:

معماري التقاطي اروپا

از شيوه هاي رايج در آن دوران كه توسط اروپائيان وارد شد، معماري التقاطي قرن 19 اروپا است كه عمدتاً با همان سبك و سياق نيز در طراحي برخي از بناهاي تهران به كار رفته است در اين شيوه تلفيقي از سبك هاي گذشته اروپا و يا از سبك خاصي بر اساس عملكرد و يا موقعيت قرار گيري بنا استفاده مي كردند. ساختمان قديم تلگرافخانه در حاشيه ميدان توپخانه، ساختمان برخي سفارتخانه ها، همچنين بناهاي اطراف ميدان ميدان حسن آباد نظايريز از اين شيوه هستند.